۱۳۸۹ دی ۱۷, جمعه

 من روز به روز دارم زشت تر می شم . از وقتی کچل کردم این فرآیند سرعت بیشتری گرفته به خودش. هر روز به قیافه‌ی زشتم جلوی آیینه زل میزنم و میگم من همینم .به کله‌ی بی مو, ابروهای پاچه بزی, لب‌های آویزون و چشمهای غمگین‌ام  نگاه می‌کنم و نگاه می‌کنم. و وقتی  حسابی کینه‌ی خودم رو به دل گرفتم , می‌رم تورات می‌خونم ....من همینم .

پ.ن : چرا وقتهایی که من میزنم هدی رو داغون میکنم تعداد خواننده های اینجا سر به فلک میکشه اما روزهای دیگه باید اینقدر این صفحه‌ی آمار رو باز و بسته کنم که آخر خود بلاگر خودم رو جزو بازدید کننده ها بزنه که خودکشی فرهنگی نکنم ؟ یعنی واقعا اینقدر از آچمز شدن من خوشتون می‌آد؟

۶ نظر:

جنین بی سر گفت...

آره دیگه...مگه نمی دونی آدما فقط وقتی قابل توجه میشن که داغون داغون بشن...دلیلشم اینه که اون موقع در بهترین حالتشون واسه سوژه خنده شدن قرار دارن!!!

Juno گفت...

به جای اینکه تورات بخونی غمگین تر بشی یه کتاب وودی آلن دستت بگیر بخون یه ذره روحت تلطیف شه.

پ.ن:
جون ِ من هدی خواننده هات بیشتر شد؟ منم خواننده کم دارم اگه بزنم خودمو درب و داغون کنم خواننده هام زیاد میشن؟

عمو آلبرت گفت...

من هم درمورد خودم زياد اينطور فکر مي کنم!خيلي زياد...چرا؟نمي دونم...

falsch گفت...

@جونو : آره هر دفعه از یه چی ناله میکنم همین جوریه . مثلا همین پست یا اونی که گفته بودم یه دوستی به فاک رفت یا وقتی از پرچین حرف میزدم... همشون. اولا فکر میکردم تصادفیه اما این نوشته بهم ثابت کرد تو این دنیا تصادفی بودن معنی نداره D:
حالا جدی تورات آدم رو غمگینتر میکنه؟ وودی آلن که بدتره که به نظر من .

falsch گفت...

@ عمو آلبرت : من هر وقت یکی رو بیشتر دوست داشته باشم و اون من رو کمتر این جوری میشم D: .

falsch گفت...

@جنین بی سر : جدی ؟