حرکت مجازی یعنی تمایل چشم به دیدن حرگت وقتی که هیچ حرکتی در کار نیست
حرکت مجازی دومین عاملی است که به فیلمسازان کمک میکند که توهم سینما را ایجاد کنند
اما در زندگی من(شاید هم شما) این اولین عامل و شابد هم تنها عامل محرک بوده.
بارها شده که به چیزی دل بسته ایم که واقعا وجود نداشته . جایی دنبال رنگ بوده ایم که نوری در کار نبوده؛
از دوستی توقع داشته ایم که اصلا دوست نبوده؛
چند بار شده دلخور شده باشیم از کسی یا چیزی که انتظارش را نداشته ایم؟
چند بار شده چیزی را از صمیم قلب خواسته ایم و وقتی به آن رسیده ایم گفته ایم :"همش همین؟"
چند بار شده از وجود خاطره ای عذاب بکشیم بی اینکه چیزی برای غمگین کردنمان وجود داشته باشد ؟
چند بار شده ...؟
بیایید دوباره نگاه کنیم به جهان دور و بر خود ,به خودمان, خواسته هایمان ,دوستانمان, خاطراتمان ؛شاید آنها آنی نباشند که ما میپنداریم . شاید این ماییم که در توهمِ حرکت مجازی به سر میبریم ...
۴ نظر:
راستش هدی، گاهی اوقات این توهم به جای اینکه باعث وحشتم بشه بهم آرامش می ده. یعنی وقتی می فهمم توهم بوده خیالم راحت میشه که چیزی رو از دست ندادم. فقط کاش آدم زود بتونه توهم رو از واقعیت تشخیص بده و چقدر سخته این کار!
من اصا بلد نیستم زود تشخیص بدهم . واسه همینه که تند تند غمگین میشم.
راست میگی هدی...
توی زندگی اگه یه چیزو خوب یاد گرفته باشم همینه که همیشه باید دستمو به زانوی خودم بگیرمو بلند شم...
هیچوقت هیچکس نیست که بتونه و بخواد که برای من کمکی باشه...
"بارها شده که به چیزی دل بسته ایم که واقعا وجود نداشته . جایی دنبال رنگ بوده ایم که نوری در کار نبوده"
نمیدونم بشه اسمش رو گذاشت مجازی یا نه ولی خیلی از ما بیشتر اوقاتمون رو در ذهنیاتمون زندگی میکنیم؛ در خاطراتی که داشتیم، در خوشیها، ناراحتیها (کلاً در زمان گذشته؛ حالا این گذشته میتونه یک دقیقهی پیش باشه یا یک سال پیش)
ما دوست داریم در خاطرات زندگی کنیم چون همیشه در حال انجام دادن همین کار هستیم؛ یادآوری تو خاطرات شیرین یک جور حسرت و ناراحتی بهمون القا میکنه و خاطرات بد به یه نوع دیگهای عذاب میده
واقعیت اینه که خیلیهامون از رنجکشیدنهای اینجوری خوشمون میاد، دوسش داریم
در نهایت تسلیم هم نمیشیم؛ مثلا اگرچه شاید هیچ دوستی باب میل ما نبوده باشه ولی با اینحال بازم دنبال یه دوست میگردیم
ارسال یک نظر