یادت هست نه ماه* پیش و این جمله را : " یعنی این دوستی هفت ساله به فاک رفت هدی ؟" یادت هست ترسیده بودم از بلند گفتنش و آرام زمزمه کرده بودمش که مبادا رنگ واقعیت به خود بگیرد ؟ ... میدانم, یادت نیست!
یادت نیست, که امروز دوباره مجبورم بگویم :" یک دوستی 3 ساله به فاک رفته است ". حالم را میفهمی؟ می دانی برای منی که خیلی سخت آدمی را میپذیرم این یعنی چه؟ به این از دست دادنهای کشکی عادت ندارم .دوستانم را همینطور کترهای از من نگیرشان. چنتهام خالی است نمیبینی ؟
* : نه ماه را که میگویم یا میشنوم ناخودآگاه یک شکم قلمبه و یک زن در حال فغان روی ویلچر یادم می آید . بس که بچگی هایم مجبور یودم فقط سریال ایرانی ببینم(که گمراه نشوم) . به خدا این خارجیها اعمال شاقه ندارند این جور وقتها این قدر کول و ریلکس فیلم بازی میکنند که تو اصلا یادت میرود این پروسه را و فکر میکنی راستی راستی بچه ها را لک لک ها می آورند .
۷ نظر:
به فاک رفتن یه رابطهی بسیار طولانیمدت رو کاملاً حس میکنم و تجربه کردم
اگرچه فکر میکنم چیزی بود که باید انجام میشد
اما وقتی اتفاق میافته که اصلاً انتظارش رو نداری
:(
تجربه اش را دارم...
من گریه م گرفت با این پست هدی.
@ warrior: آره. پیش بینی میکردم. اما دقیقا وقتی اتفاق می افته که انتظارش رو نداری.
@ عمو آلبرت : خوش اومدین بعد قرنی.
@جونو : ببخشید جونو . فکر میکردم پی نوشت متن جو رو عوض کنه ! باید اینم ترکی مینوشتم . حافظه عین ماهی !. هیچی یادم نمی مونه خواهر . *-:
اول گریه م گرفت بعد اون پاراگراف آخری رو که خوندم خواستم ازت بپرسم مگه راستی راستی بچه رو لک لک نمیاره؟ D:
نه هدی راحت باش اتفاقا این پستت رو دوست داشتم. خوش به حالت چقدر خوبه ترکی بلدی.
@جونو : آره. ترکی قشنگه .خیلی دوسش دارم. :*
ای بابا سخت نگیر هدی...این روزگار دیگه کم کم داره خودمون رو ازمون میگیره چه برسه به رفیق و فابریک و این صحبتا...
ارسال یک نظر